فروشگاه

اطلاعات

محصولات جدید

محصولات ویژه

در حال حاضر محصول ویژه‌ای موجود نیست.

Our stores

برچسب‌ها

فروشگاه

در این قسمت شما همه محصولات فروشگاه پرشین برگاموت را می بینید و می توانید اثر هنرمندان ما را بدون واسطه خرید نمایید.

فروشگاه  91 محصول وجود دارد

زیرشاخه ها

  • ابزارآلات فلزی

    شکل دهی و تزیین فلزات برای ساخت اشیای تزئینی و کاربردی به وسیله ابزار و روش های متفاوت به صورت حجمی و مسطح را هنر فلزکاری می گویند.
    تنوع آثار و اشیای فلزی سنتی ناشی از عوامل سه گانه تشکیل دهنده صنایع دستی، یعنی نوع کاربرد ، شکل ظاهری و روش ساخت آنهاست.

    ساخت و تزیین دو مرحله اصلی از تولید آثار هنری فلزی است که گاه در امتداد یکدیگر و گاهی نیز به صورت ترکیبی به کار گرفته می‌شوند:
    ساخت و شکل دهی اشیاء و ظروف فلزی به سه روش کوبشی، ریختگی و سازو بست انجام می شوند. روش کوبشی شامل چکش کاری (دواتگری)، ورق کاری و پرس و خم کاری است. روش ریختگی همان قالبی است و ملیله سازی، قفل سازی، چاقو و یراق آلات سازی نیز که در مناطق شهری و روستایی تولید میشود از انواع ساز و بست به شمار می روند.
    تزیین که در بیشتر موارد پس از ساخت و شکل دهی انجام می شود، شامل مشبک کاری، حکاکی، قلم زنی و کوفتگری است. گاهی روش های مختلف ساخت و تزیین در برخی از آثار هنری فلزی مانند علم و زیورآلات به کار میرود.

    به طور کل هنرهای مرتبط با فلز از نظر نوع عبارت است از : دواتگری، حکاکی، انواع قلمزنی، ملیله کاری، میناکاری، طلاکوبی روی فولاد، فیروزه کوبی، مس کوبی، نقره کوبی، قفل سازی، ساخت اسلحه های سرد، ساخت اسلحه های گرم، زیورآلات و زینت آلات فلزی و ضریح سازی.

    از نظر هدف و کاربرد هم می توان گفت که تغییرات چشمگیر شیوه های زندگی از گذشته نسبت به حال، هدف تولید و چگونگی استفاده از آثار هنری فلزی را تغییر داده است، لکن به طور کلی و در شرایط کنونی فرهنگی و اجتماعی جامعه، این رشته صنایع دستی را میتوان به سه گروه تقسیم کرد:

    1. اشیا و ظروف فلزی کاربردی، مانند براق آلات اسب، ادوات فلزی و ...
    2. اشیا و ظروف فلزی تزیینی، مانند تابلوهای قلم زنی، زیورآلات و ...
    3. اشیا و ظروف فلزی کاربردی-تزیینی، مانند ظروف ملیله، قندیل های مشبک و ...
  • دکوراسیون

    صنایع دستی در واقع محصول مشترک عشق و هنر با تکنیک و صنعتگری هستند. از این رو ظروف، بافته ها و دیگر محصولات صنایع دستی از همتایان ماشینی خود متمایز می شوند. صنایع دستی هر نقطه از ایران و یا هر گوشه از جهان پیام آور سنت ها و فرهنگ موطن خود هستند و می توانند رنگ و بوی خاص سرزمین خود را به محیطی که در آن قرار می گیرند هدیه کنند. در بازارهای هر یک از شهرهای کوچک و بزرگ میهن غنی و عزیزمان می توان گنجینه های زیبایی از دست ساخته های هموطنان هنرمندمان را یافت که در بازگشت به خانه هم زینت بخش منزل باشند و هم یادآور خاطرات شیرین سفر.از این تنوع چشمگیر که در صنایع دستی هر منطقه نسبت به منطقه ای دیگر و در مقیاس بزرگتر هر کشور نسبت به کشوری دیگر وجود دارد می توانیم برای آذین و روح بخشیدن به خانه هایمان نیز بهره بگیریم. در گذشته دستیابی به محصولات و سوغات هر کشوری به واسطه دوری راه ها و نبود امکانات سفر تقریباً ناممکن می نمود. اما امروزه در بازارهای هر شهری می توان مجموعه متنوعی از صنایع دستی و محصولات سنتی مربوط به شهرها و حتی کشورهای دیگر را یک جا یافت و در بسیاری از کشورها برای خرید محصولات مربوط به شهری در آن سوی کره زمین حتی نیازی به خروج از منزل نیست و به راحتی می توان از طریق اینترنت اشیا و لوازم مورد نیاز را خریداری کرده و در محل تحویل گرفت. حال که به واسطه پیشرفت تکنولوژی دنیا اینچنین کوچک شده است ما می توانیم از اصول و شیوه های گوناگون زیبایی شناسی که در اقصی نقاط جهان متداول هستند برای زینت بخشیدن به منزلمان سود ببریم. بی آنکه نگران بودجه یا مساحت منزل خود باشید باید بدانید که در بازار وسیع صنایع دستی حتماً وسایلی زیبا و در عین حال کاربردی که متناسب با بودجه و فضای منزل شما باشند خواهید یافت.بهره گیری از صنایع دستی و محصولات سنتی در دکوراسیون منزل ممکن است تنها به استفاده از چند کوزه سفالین همدان یا چند مجسمه و ماسک چوبی آفریقایی و یا قراردادن یک پاراوان چینی در گوشه ای از یک اتاق محدود باشد و یا به کلی رنگ آمیزی دیوارها، پوشش کف اتاق و مبلمان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و همچنین صنایع دستی مورد استفاده ما ممکن است کوزه ای گلی، فرشی ابریشمی و یا مبلی عتیقه باشد. استفاده بجا از محصولات صنایع دستی در منزل به عنوان لوازم دکوراتیو و یا کاربردی فضایی متفاوت و خاص را در منزل شما می آفریند اما به کارگیری اشیای گوناگون از مناطق مختلف در کنار هم باید توأم با هوشیاری و بر مبنای وجه اشتراکی در میان آنها باشد تا در پایان با منظره ای شلوغ و نابسامان مواجه نشویم. در اینجا منظور از به کارگیری صنایع دستی در دکوراسیون منزل در واقع جایگزین کردن برخی از لوازم ماشین ساز معمولی منزل با صنایع دست ساز است که از ارزش هنری برخوردار بوده و از آنجا که با ماشین و به صورت انبوه ساخته نشده اند گاه منحصر به فرد و گاهی نیز در تعداد بسیار محدودی ساخته شده و کمتر در منازل به چشم می خورند. راه های بسیاری برای استفاده از محصولات صنایع دستی در دکوراسیون منزل وجود دارد. یکی از این راه ها افزودن تزئینات کوچک به هر یک از اتاق های منزل است. به عنوان مثال می توانیم چند کوسن آینه دوزی شده هندی را به مبلمان اتاق پذیرایی بیفزاییم، در اتاق خواب از روتختی های قلم کار اصفهان استفاده کنیم و یا گوشه ای از اتاق نشیمن را با یک مفرش عشایری که رختخواب های اضافی را نیز در خود جای داده است بیاراییم. همچنین با استفاده از رنگ ها و بافت نیز می توان در منزل فضایی سنتی آفرید. هر یک از رنگ ها را می توان نشانه و سمبلی از یک تمدن خاص دانست که انتقال دهنده باورهای عمیق یک ملت هستند. مثلاً رنگ قرمز در چین نشانه قدرت و خوشبختی است اما در هند سمبلی از عشق و محبت است. از این رو می توان برای ایجاد فضای سنتی مربوط به هر یک از فرهنگ ها از رنگ نیز بهره فراوان برد. چنانچه به مطالعه درباره صنایع دستی و فضای سنتی در هر شهر و کشور بپردازید پس از مدتی هر یک از رنگ ها و یا بافت های خاص در نظر شما یادآور یک فرهنگ و تمدن خاص خواهند بود. به عنوان مثال رنگ آبی لاجوردی ظروف سفالی همدان و رنگ مسی ظروف مسی قلم زنی شده اصفهان را به یاد شما می آورند. کاغذهای ساخته شده از الیاف برنج نماینده ژاپن، ترکیبی از قرمزها، سرخابی و نارنجی های درخشان یادآور هند و سفید و آبی نشانه ای از چینی های طرح دار چین خواهند بود. بهتر است کلیه رنگ های مورد استفاده را با تنالیته های خاکی مانند قهوه ای، کرم و بژ ترکیب کنید تا به ترکیبات رنگی طبیعی نزدیک شوند.همچنین با استفاده از بافته ها و پارچه های گوناگون از سوزن دوزی ها، پته دوزی ها و گلیم های ظریف گرفته تا سیلک های چینی و کیمونوهای ژاپنی و آینه دوزی های هندی نیز می توان دیوارها و مبلمان هر یک از اتاق ها را آذین کرد.در آخر برای حصول نتیجه بهتر هنگام طراحی یک دکوراسیون سنتی ترجیحاً تم خاصی را که به یک محدوده جغرافیایی خاص مربوط می شود انتخاب کنید و اشیای زینتی مربوط به آن را در یک اتاق با رنگ و بافت های مرتبط با آن به کار ببرید و به خاطر داشته باشید استفاده از رنگ های متعدد و طرح های گوناگون بدون هوشیاری و ایجاد هماهنگی در میان آنها موجب آزار چشم می شود.

  • زیورآلات سنتی و انگشتر

    کاربرد نقره در ساخت زیور الات بیشتر از طلا است. استفاده از زیور الات سنتی علاوه بر جنبه زیباشناسی ریشه آئینی دارد. انسانها در زمانهای دور چون خود را در مقابل ناملایمات طبیعت ناتوان می دیدند؛ برای رفع و مبارزه با این ناملایمات متوسل به پوشیدن و نصب زیورهای گوناگون به خود و محل زندگی می شدند و بدین وسیله به روح و روان خود آرامش می دادند. حتی امروزه بعضی از سنگها و زیور ها با نامهای خاص سنتی در بین مردم شناخته شده است زیور آلات سنتی همیشه در بین بومیان هر منطقه جاذبه خاصی داشته و هر منطقه بر اساس شیوه زندگی و مفاهیم فرهنگی نوعی زیورآلات را برای خود تولید می کند. بطوری که جزء لاینفک پوشاک زنان بومی است. در زندگی مدرن امروز زیورالات با طرحهای جدید و نو در بین مردم رواج فراوان پیداکرده است نیز در بازارهای جهانی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داد.

  • ساز سنتی

    یکی از مهجورترین هنرهای ایرانی که مجال بیان نیافته هنر ساز سازی است که به تنهایی گستره ای است از زیر شاخه های متنوع که هر کدام درنوع خود با ظرافت و پیچیدگی هایی توام است، از آن جمله می توان به ساخت تار، سه تار، عود، سنتور، کمانچه، نی، تمبک ..... اشاره کرد. این هنر سالیان متمادی به صورت خود جوش به دست هنر مندان عاشق پیشه که محنت سختی ایام و رد و مخالفت عموم را به جان خریده اند، در خفا حفظ و اشاعه و امکان حیات یافته. در بررسی تاریخی ساخت انواع ساز اطلاعات چندانی مگر در دوره قاجاریه حاصل نمی شود. چنین استنتاج شده که به احتمال قریب به یقین اکثراً نوازندگان ساز خود آلات موسیقی مورد نیاز خود را می ساختند. اشاره به عاشیق ها و بخشی ها که خود ساز ساز بودند موید این مطلب است .

    در هنر ساز سازی استفاده از مصالح بوم آورد نیازهای روحی، روانی، عاطفی و از طرفی آئین ها همچنین ذوق زره بین و موشکاف ایرانی از عوامل خلق اثر هنری می باشد. صدای ساز، شناسنامه ذوق و ظرافت نیاکانمان در طول اعصار و قرون است. صناعت و فنون این هنر نمونه ای بی بدیل از کارکرد و زیبایی شناسی است. شاخهای پر پیچ و تاب قوچهای مناطق ایران، پوست بره مناطق مختلف، گردوی کوههای سر به فلک کشیده و جنگلها، توت مناطق کویری، صدف دریاهای شمال و جنوب، استخوان قلم پای شتر بیابانهای گرم ... سازی است خوش خوان که تاریخ مصوت ماست. هنر شریف ساز سازی در نوع خود چکیده ایست از هنر هایی چون درود گری، زرگری، معرق، ..... و نوازندگی که آن را در جایگاه کاربردی ترین هنر ها قرار داده. زمزمه برخاسته از سرانگشتان هنرمند نوازنده که جانمان را می نوازد، همه مدیون تلاش هنر مند ساز ساز است. تیشه عشق اش هر لحظه بیستونی در جانمان برمی افرازد.

    سازهای سنتی, هنر ساز سازی

    ساخت تنبک

    در قدیم بدنه تنبک را از چوب، سفال و گاه فلز می ساختند. امروزه برای ساخت آن از نئوپان و پلاستیک نیز استفاده می کنند، اما بیشتر تنبکها از چوب ساخته می شوند. بهترین نوع چوب برای آن، چوبِ تنة کهنة درخت گردوست که به اصطلاح سازندگان ساز، «سایه خواب » شده و شیرة نباتی آن خارج شده باشد. اجزای تنبک عبارت اند از: دوره یا دهانة بزرگ که روی آن پوست کشیده می شود، تنه ، نفیر یا گلویی ، کالیبر یا دهانة کوچک. تنه را گاه خاتم کاری می کنند و گاه روی تنه شیارهایی می دهند تا هنگام نوازندگی، به کمک آنها صداهای مطلوب ایجاد شود.

    دو تار و کمانچه ترکمن

    دوتار ترکمن سه نوع دارد. نوع کوچک آن بیشتر برای کودکان و نوجوانان مناسب بوده و مورد استفاده آموزشی دارد. اما نوع متوسط آن بیشتر در تک نوازی استفاده شده و دوتار بزرگ که صدای بیشتری دارد، مورد استفاده بخشی‌هاست. البته دوتار ترکمن در گذشته بسیار کوچک‌تر از دوتارهای امروز بوده. دلیل آن هم این است که روایتی هست که در آن دوران با توجه به برخی ممنوعیت‌ها، بخشی‌ها به دلیل ترس از آشکار شدن ساز یا صدای آن، کاسه‌ای کوچک برای دوتار می‌ساخته‌اند تا علاوه بر کوچک شدن ساز، صدای آن نیز کمتر باشد.

    ساز دیگر موسیقی ترکمنی، کمانچه است. کمانچه ترکمن با کمانچه های موسیقی سنتی ایرانی تفاوت دارد؛ سه سیمه است و کوچک تر و ضخیم تر.

    ساخت تار و سه تار

    سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعه آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده است.

    برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

    چنگهای ارکستری. سنتی. تزئینی و باستانی

    چنگ، سازی رشته ای است که با انگشت نواخته می شود که تکنیک نوازندگی در جهان هشت انگشتی است اما تکنیک نوازندگی در ایران طبق اطلاعات استخراج شده از مستندات باستانی، ده انگشتی است.

    انواع ساز چنگ یا "هارپ" به چهار دسته کلی چنگ ارکستری، چنگ سنتی، چنگ باستانی و چنگ تزیینی تقسیم می شود که خود ار لحاظ شکل ظاهری به 17 نوع الگو و فرم چنگ تقسیم می شود از جمله "چنگ زاویه دار، چنگ منحنی، چنگ ون ، چنگ لیر(چنگی در یونان که به شکل U است)".

  • سفال ونقاشی روی سفال

    سفال كهن، اين مشتي خاك و گل كه به دست مردي ناشناخته و هنرمند شكل گرفته و نقشهائي بر آن اضافه شده و به دست ما رسيده است ، پيامي است گويا و آموزنده از سازندگان و نقش‌آفرينان آنها كه بايد با دقت و حوصله مورد مطالعه و بحث قرار گيرند. با بهره‌هائي‌كه باستان‌شناسان و محققان از سفال و به ويژه از نقوش موجود در روي آنها ، براي شناسائي تمدنها و شيوه‌هاي گوناگون زندگي سازندگان آنها مي‌گيرند، بايد گفت كه نقوش روي سفالهاي پيش از تاريخ در واقع خط و نوشته مردم آن روزگار بوده است و بعدها نيز از خلاصه شدن و شكل گرفتن همين نقوش خطوط اوليه و تصويري به وجود آمده و به وسيله همين تصاوير وقايع تاريخي و رويدادها و شيوة انديشه و زندگي و مردم روزگار گذشته مجسم گرديده و به دست بشر امروز مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است. با توجه به اين مسائل از ساليان دراز سفال مورد توجه مخصوص باستان‌شناسان قرار گرفت و وسيله‌اي براي شناخت و مطالعه تمدنهاي گوناگون گرديد با ويژگيهائي‌كه سفال هر تمدن و هر سرزمين از نظر ساخت و جنس و رنگ و نقوش دارد شناسائي تمدنها آسانتر و عملي‌تر مي‌گردد و باستان‌شناسان با مقايسه كاوشهاي باستان‌شناسي وگمانه‌زنيها ، تمدنها را شناخته و طبقه‌بندي مي‌كنند.

    در واقع سفال بزرگترين كمك و خدمت را به شناسائي تمدن عصر خود مي‌نمايد. در يك حفاري بدون سفال در صورتي‌كه تمدن قبلاً شناخته شده باشد، شناسائي مشكل‌تر مي‌نمايد ولي با به دست آمدن سفال، بصورت ظروف سالم يا حتي خردشده، و با مطالعه و مقايسه آنها با سفالهاي شناخته شده پيشين، تمدن مورد نظر باز شناخته مي‌شود. گذشته از اهميتي كه سفال از ديدگاه باستان‌شناسان دارد، بايد همه مردم به ويژه كساني‌ كه به جهاتي با سفالهاي قديمي، مخصوصاً سفالهاي پيش از تاريخ، سروكار پيدا مي‌كنند، به اهميت آنها پي‌ ببرند و در رساندن آنها به دست مطلعين كوتاهي نكنند چه بسا كه يك تكه سفال و يا يك ظرف سفالين كه در پاي تپه‌اي و يا به هنگام كندو‌كاو زمين و ديگر مواقع به دست مي‌آيد سرنخي باشد از تمدن نهفته در دل خاك كه بايد به وسيله كاوشگران بيرون كشيده و شناخته گردد. امروزه سفال نقش و اهميت خود را در زندگي روزمره به خاطر وجود فلزات و ديگر مواد محكم از دست داده و تقريباً بصورت تزئيني درآمده است. البته در بعضي از شهرها و دهات به ويژه همدان هنوز كارگاههائي براي ساختن سفال و عرضه آنها به بازار وجود دارد و در كارگاههاي وزارت فرهنگ و هنر نيز سفالهائي با طرح و فرم امروزي، و فقط به خاطر جنبه هنري و زيبائي آن، ساخته و پرداخته مي‌شود كه بسيار زيبا و ارزنده است.

    در ادوار گذشته، به ويژه در دوران‌هائي كه هنوز بكار بردن فلزات گسترش زيادي نيافته بود ظروف سفالين كه به اشكال گوناگون ساخته شده بود در همه موارد زندگي مورد استفاده قرار مي‌گرفت. از طرفي درون و بيرون ظروف سفالين وسيله و مكاني بود براي تجلي پيام هنرمندان و شايد هم انديشمندان و بينشوران و بايد گفت كه اين مردم چه گزينش خوب و به جائي كرده‌اند زيرا هيچ‌چيز، نمي‌توانست مانند سفال امانت‌دار و نگهدارنده پيام آنان باشد. فراواني و شكل‌پذيري و همچنين دوام زياد سفال سبب گرديده كه امروزه ما در جاده‌اي تقريباً هموار و آسان تا دورانهاي بسيار دور و گذشته و تاريخ زندگي انسان پيش برويم. صورتگران سفالها حتي بيشتر ظروف مورد مصرف كارهاي عادي و ناچيز روزمره را نيز به نقشي دلپذير و گويا آراسته‌اند. اين خود مي‌رساند كه آنها سفال را تنها از نظر يك وسيله برآورنده نيازهاي عادي زندگي نمي‌نگريسته‌اند بلكه آن را وسيله‌اي براي رساندن پيام خود مي‌دانسته‌اند. و بخصوص براي ارضاء عطش زيباپسندي خود ظروف سفالين را اين چنين زيبا و دل‌انگيز از كارگاه خود بيرون مي‌داده‌اند.

  • صنایع چوب

    محصولات چوبی که توسط ابزار و وسایل مختلف از جمله دستگاه خراطی ، وسایل نجاری نظیر اره ، رنده ، سوهان ، مغار و غیره طرحها و نقوش هنری ایجاد می گردد. همچنین تولید فرآورده های چوبی که با استفاده از روکش حاصله از به هم چسباندن قطعات کوچک چوب و فلزات و استخوان ساخته می شود .

    این هنر شامل رشته های زیر می باشد :

     

    - احجام چوبی سنتی ( پیکر تراشی )                       - کپو بافی

    - ارسی سازی                                               - کنده کاری روی چوب

    - بامبو بافی                                                 - گره چینی

    - ترکه بافی ( ارغوان بافی ، مروار بافی ، چم بافی )     - محرق چوب

    - حصیر بافی ( بوریا بافی ، بادبزن بمپور )               - مشبک کاری

    - خاتم کاری                                                 - معرق چوب

    - خراطی                                                   - معرق منبت

    - ساز های سنتی                                           - منبت چوب

    - سوخت روی چوب                                       - نازک کاری

    - قواره بری                                               - نقاشی روی چوب

  • عروسک بافی

    بیشتر کودکان و اکثرا دختران تجربه داشتن یک عروسک که به نوعی بهترین دوستشان بوده است را داشته اند . این اسباب بازی از زمان قدیم رواج داشته و امروزه شاهد گستردگی آن هستیم که در انواع و اقسام مختلف می توان این نوع اسباب بازی را تهیه کرد . حتما شما هم در این بین عروسک های بافتنی را در مغازه ها دیده اید .

    عروسک اسباب بازی کودکان و گاهی نوجوانان است و معمولا شبیه انسان ساخته می شود. عروسک به قوه تخیل کودکان کمک می کند بگونه ای که هنگام بازی ، کودک آنرا فردی زنده تصور کرده و برای آن شخصیت و اعمال متصور می شود .با توجه به لزوم ایجاد یک پل ارتباطی بین بزرگسال و کودک که توسط آن بزرگسال بتواند هم کودک را بشناسد و هم دنیای خویش را به او معرفی کند ، ساخت و ارائه اسباب بازی به کودک یکی از موثرترین راه کارهایی است که با درگیر کردن احساسی کودک می تواند وی را به واکاوی و جستجو در مفاهیم دنیای بزرگسالان وادار کند. از سوی دیگر کودکان در بازی های خود استعداد شان را در زمینه ی تجرید و قدرت تخیل شان به نمایش می گذارند.گاهی از عروسک ها برای نمایش بجای انسانها استفاده می شود که به آنها عروسک خیمه شب بازی یا عروسک نمایشی گفته می شود.

  • فیروزه کوبی

    فیروزه کوبی یکی از معدود رشته های صنایع دستی است که زیبایی و گیرایی یک فرآورده ی خوب صنایع دستی را با خود دارد، بطوریکه گفته می شود قدمت این صنعت به حدود شصت سال قبل می رسد، در آنزمان شخصی بنام یوسف حکمیان معروف به محمد رضا در مشهد کار فیروزه کوبی بر روی زینت آلاتی مانند دستبند، گل سینه، گوشواره و .... را شروع نمود و حدود بیست سال بعد این صنعت توسط صنعتگر دیگری بنام حاج داداش از مشهد به اصفهان برده شد.

    در اصفهان فیروزه کوبی بغیر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب، لیوان، گل آبپاش و .... نیز مورد استفاده قرار می گیرد و تعدادی کارگر در کارگاه حاج داداش و پسران در این رشته بکار مشغولند حتی قسمتهائی از کار ( چیدن فیروزه بر روی کار) توسط کارگران و صنعتگران زن انجام می گردد.

    یکی از کارهای جنبی صنعت فیروزه کوبی کار تهیه ی زیر ساخت است که در کارگاه زرگری و بطور جداگانه انجام می شود. دو تن از صنعتگران زرگری که کار تهیه ی زیرساخت برای کارگاه حاج داداش را بعهده داشته اند بتدریج وارد کار فیروزه کوبی هم شده اند و در حال حاضر نیز به کار فیروزه کوبی اشتغال دارند.

    در حال حاضر صنعت دستی فیروزه کوبی فقط در اصفهان رایج و صنعتگران شاغل در این رشته محدود و منحصر به تعدادی انگشت شمار می شود.

  • گلیم بافی

    گلیم دست بافته ای ساده است از (تار پنبه یا پشم) و پود (بشم) که معمولا از پشم حیوانات اهلی بر دار افراشته بافته شده که هر منطقه طرح مختص به خود را داراست و عموما به عنوان فرش کاربرد داشته است. ممکن است بافت گلیم با تغییراتی کاربردهای دیگری غیر از فرش در بین عشایر داشته باشد: از جمله نمک دان، جل اسب، نوار چادر.

    شاید بتوان گفت در آسیای مرکزی، شرق اروپا و شمال آفریقا هر جا که پرورش بز و گوسفند و شتر رواج داشته و مردمانش در بافت فرش تخصص داشته اند گلیم هم بافته اند. مردمان ترکمن، ففقاز، ترک، عرب و... دستبافته گلیم را تولید و بکار برده اند.

    در ادبیات فارسی عموما گلیم با زیلو یا جاجیم به یک معنی بکار رفته است ولی به طور مشخص گلیم فرشی است که از بافتن پود بر تار هایی که بر دار افراشته تنیده شده است بافته می شود و از دستگاه کمکی نظیر ماسوره استفاده نمیشود که این مورد تفاوت گلیم با زیلو یا جاجیم و انواع دیگر ذکر شده در ادبیات می باشد.

    گِلیم یا پَلاس یکی از انواع صنایع دستی زیراندازی و پوششی است که از ابریشم، موی بز، پشم گوسفند و یا دیگر چهارپایان اهلی بافته می‌شود. گلیم به شکل سنتی‌اش، معمولاً برای پوشاندن زمین، دیوار و یا رواندازی برای حیوانات باربر استفاده می‌شود ولی امروزه به عنوان یک پوشش مدرن برای خانه‌های شهری نیز خریداری می‌شود.

    رنگ‌های استفاده شده در گلیم سنتی گیاهی هستند. گاهی گلیم‌ها را برای جلوه بیشتر و کهنه شدن رنگ، با چای و پوست گردو شستشو می‌دهند.

    عشایر و بافتندگان گلیم محدودیتی در اندازه گلیم نداشته اند و با توجه به نیاز خود گلیم را در اندازه کوچک برای واگیره یا بزرگتر برای تزئین (گلیمچه) یا فرش بافته اند و استانداردی در ابن مورد وجود ندارد.

  • گیوه

    گیوه این پای افزار کهن از قدیمی ترین صنایع دستی این مرز و بوم به شمار می آید. در مورد تکامل این هنر صنعت متاسفانه اطلاعات کمی در دسترس می باشد. البلخی تاریخ نویس معروف در سال ۱۱۰۵ میلادی متذکر میشود که غندیجان (جمیله امروز) در فارس در صنعت گیوه بافی مشهور بوده، و در سال ۱۳۴۰ میلادی که مستوفی جغرافی نگار از آنجا بازدید کرده می نویسد که پیشه گیوه بافی در اوج تکامل بوده است.

    گیوه یک پای افزار قدیمی راحت و سازگار با آب و هوای معتدل ایرانی است که البته با زحمت فراوان تهیه شده و حاصل دست رنج چندین نفر اعم از زنان و مردانی است که هنرمندانه کوشیده و با هنر و سلیقه و البته مهارت فراوان خود کفشی را آفریدند که با داشتن خصوصیاتی چون خنک، سبک و قابل شستشو بودن در بین افرادی همچون روستائیان و کشاورزان پذیرفته شده و سالهای متمادی از گذشته تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است. این پای افزار از ساده ترین مواد تهیه شده و با ساده ترین روشها نیز ساخته و پرداخته می شود. مراحل ساخت و تولید گیوه حدوداٌ ۲ روز طول می کشد که در ۴مرحله چرم سازی، رویه بافی، تخت کشی و گیوه دوزی خلاصه می شود.

  • موج ،جاجیم،چیغ

    موج و در اصطلاح محلی رختخواب پیچ و مفرش‎‎از پشم خالص بافته می شود كه تولید آن بیشتر جنبه رفع نیازهای محلی و سفارش دهندگان‎‎آشنا را دارد موج و در اصطلاح محلی رختخواب پیچ و مفرش‎‎از پشم خالص بافته می شود كه تولید آن بیشتر جنبه رفع نیازهای محلی و سفارش دهندگان‎‎آشنا را دارد. موج بافی یكی از هنرهای خانگی است كه هنوز در منطقه اورامانات رواج‎‎دارد. موج های رنگین كمان در اورامانات و جوانرود از شهرتی خاص برخوردار است در‎‎جوانرود این صنعت شكل كارگاهی پیدا كرده به طوریكه در در این كارگاه ها جولاها هنوز‎‎در پشت دستگاه ها به كار موج بافی مشغولند. امروزه موج هنوز مورد استفاده قرار می‎‎گیرد به طوری كه در مواردی هم به جای پتو یا روانداز یا رویه كرسی، زیر انداز،‎‎پرده و حتی به جای بقچه های بزرگ كاربرد دارد. جانماز یا سجاده تولید دیگر كارگاه‎‎موج بافی است. قطع جانماز كوچك و حدود 60-110 سانتی متر است. رنگ آمیزی و نقش‎‎پردازی جانماز متأثر از جنبه معنوی كاربرد آن است و برخلاف موج كه دارای رنگ های‎‎شاد است. تركیب رنگی آن، سیاه، سفید و قهوه ای می باشد.

    مهمترین طرح های‎‎موج بافان عبارتند از كشكولی، چهار خانه، سیاه و سفید، تخت قرمز، برمالی و‎‎شطرنجی ضمناً موج بافان قادرند هر گونه پیشنهاد سفارش دهندگان را بافته و ارائه‎‎دهند.

    چیغ یا‎‎چیخ عبارت از حصیری به پهنای تقریبی 150 سانتی متر است كه روی آن نقش های متفاوتی‎‎به وسیله نخ های رنگارنگ پشمی ایجاد می شود. از چیغ برای حفاظت اطراف سیاه چادرها‎‎استفاده می شود و گاهی نیز برای تقسیم داخل چادرهای عشایری به چند بخش جدا از هم‎‎كاربرد دارد‎.

    پرده بافی نیز یكی از صنایع دستباف كرمانشاه می‎‎باشد. جاجیم بافی یكی دیگر از صنایع دستی‎‎كرمانشاه است كه از دیرباز بین خانواده های روستایی و عشایر رواج داشته است.

    پرده بافی نیز یكی از صنایع دستباف كرمانشاه می‎‎باشد و هنوز چند نساجی در كرمانشاه به بافت پرده های نخی به اندازه های متفاوت‏‎‎مشغول می باشند. برای بافت پرده از همان دستگاهی استفاده می شود كه در موج بافی به‎‎كار می رود‎، جاجیم بافی یكی دیگر از صنایع دستی‎‎كرمانشاه است كه از دیرباز بین خانواده های روستایی و عشایر رواج داشته است. جاجیم‎‎به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می گیرد. حتی در بین برخی از خانواده های‎‎روستای جاجیم را به عنوان چشم روشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه می دهند و به عنوان‎‎یادگاری ارزنده سال ها در خانوارها باقی می ماند مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه به گلیم است با این تفاوت كه جاجیم در چهار تخته بافته می شود و پس از‏‎‎بافتن به هم متصل و دوخته می شود. در منطقه اورامان و ثلاث زنان جاجیم هایی را با‎‎نقوش متنوع و جنس مرغوب می بافند كه در نوع خود كم نظیر می باشد‎.

  • میناکاری

    مشكل بتوان گفت از چه زمانی هنر میناكاری در ایران رواج گرفته است زیرا از روزگاران پیش از عهد صفویه (سده دهم هجری) نمونه هایی از میناكاری در دست نیست و از دوران صفوی هم نمونه های قابل ملاحظه ای بر جای نمانده است. لكن در دوران قاجار میناكاری به مقدار كم وجود داشته و اشیایی مانند سرقلیان و كوزه قلیان و كوزه و بادگیر قلیان را میناكاری می كرده اند. در دربار پادشاهان قاجار مخصوصاً ناصرالدین شاه كه قلیان كشیدن از سرگرمی های او بوده قلیان های میناكاری شده وجود داشته است. همچنین در خانه های اشراف و بزرگان آن عصر نیز این قبیل اشیاء میناكاری شده موجود بوده است. اشیاء دیگری مانند كمربند ، آفتابه لگن ، انفیه دان ، گلابپاش ، گوشواره ، اشكدان و قوطی سیگار میناكاری شده نیز موجود است .

    در كتاب "بررسی هنر ایران" اثر پروفسور ارثراپهام پوپ درباره ی هنر میناكاری چنین آمده است:

    «مینا كاری هنر درخشان آتش و خاك است، با رنگ های پخته و درخشان كه سابقه آن به 1500 سال پیش از میلاد می رسد و ظهور آن بر روی فلز در طول سده ی ششم تا چهارم پیش از میلاد و پس از سال 500 پیش از میلاد مشاهده می شود. هنر میناكاری در ایران بیش از نقاط دیگر تجلی داشته و یكی از نمونه های قدیمی آن درعهد صفویه توسط شاردن جهانگرد فرانسه ذكر شده است كه قطعه ی مینایی از كارهای اصفهان بوده، مشتمل بر طرحی از پرندگان و حیوانات بر زمینه گل و بته به رنگ آبی كم رنگ و سبز و زرد و قرمز.»

    در مورد سابقه ی هنر میناكاری در ایران لئوبرونستین و اروین مرگولیسErwin Margulies یادآور شده اند كه سابقه این هنر در ایران به زمان اشكانیان و ساسانیان می رسد؛ ولی استفاده از آن در آغاز اسلام ، تا پیش از حكومت ایلخان مسلمان مغول، غازان خان (694 تا 703 هجری) روشن نیست. پادشاه در مدت كوتاهی به علم شیمی دست یافت و بر خلاف پیشینیان كه مبالغ هنگفتی در راه پیدا كردن اكسیر صرف می كردند ترجیح داد كه دانش و مساعی خود را صرف هنر میناكاری نماید.

    هنر میناكاری را می توان یكی از اختراعات خلاقه ی بشر دانست ؛ زیرا این هنر شامل فعل و انفعالهای پیچیده ایست كه به هم ربط داده می شوند. از یك سوی عوامل ساده ای از قبیل سیلیكوم و مینیوم و پتاسیم و از سوی دیگر سنگ قیمتی كه تركیب آنها مینا را به وجود می آورد. از این رو این یك هنر آزمایشگاهی است و در حقیقت ماده ای است از تركیب اكسیدهای فلزات كه بر اثر حرارت، رنگ های مورد نظر را به دست می دهد در اختلاط با نمك به دست می آید در این عمل رنگ ها با درجه حرارت و طول زمان حرارت ارتباط زیاد پیدا می كند. بنابراین برای دسترسی به این پدیده هنری زیبا باید آتش و حرارت به دقت مراقبت و مهار شود. مینا كه طبعاً شفاف است ، شفافیت بیشتر خود را از اكسید قلع به دست می آورد كه تركیبات آن از زمان های قدیم تا به امروز ثابت و بدون تغییر مانده است.

     

    مؤلف كتاب «جغرافیای اصفهان» در سال 1294 هجری (1877 میلادی) درباره صنف میناكاران اصفهان می نویسد كه میناكاری در اصفهان استادان معروف داشت ، مانند : آقاعلی فرزند آقاباقر نقاش كه در فن نقاشی و مینا سازی همردیف پدرش بود و در اواخر سلطنت محمد شاه قاجار درگذشت (حدود 1264 هجری برابر با 1847 میلادی) و اینك برخی از نقاشان این زمان در هنر میناكاری هم استادی دارند و اگر به آنها سفارش كار مینا بشود مانند استادان مشهور گذشته از عهده ی انجام آن به خوبی بر می آیند و هم اكنون سرقلیانهای میناكاری خوبی ساخته می شود.

    رواج صنعت میناكاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 شمسی است و مخصوصاً طی سی سال اخیر این صنعت به وسیله ی یكی از استادان هنرمند و بنام اصفهان آقای شكرالله صنیع زاده بسط و توسعه یافت و شاگردانی در این مكتب تربیت شدند كه هر یك دریچه ی دیگری را برای هنر میناكاری گشودند. تا جایی كه هم اكنون حدود پانصد نفر استاد و كارگر به تهیه ی اشیاء مینائی اشتغال دارند. بیشتر اشیائی كه میناسازان فعلی به بازار عرضه می كنند عبارت است از: گوشواره – سینه ریز – گلوبند – انگشتر – جعبه های بزرگ و كوچك آرایش زنانه – قوطی سیگار – جعبه های خاتمكاری و میناكاری – سرویس چای خوری مینا – شربت خوری مینا – حبابهای مینا كاری – بشقاب مینا – گلدان مینا به اندازه های مختلف – تابلوهای بزرگ و كوچك میناكاری كه با هنرهای دیگر مانند طلاكاری و خاتم كاری و مینیاتور تركیب می شود – كاسه قاب قدح میناكاری – قاب های عكس در اندازه های مختلف – زیر سیگاری مینا - پیپ مینا – آلبوم عكس – گلاب پاش مینا - پنكه سقفی – جار و چهلچراغ مینا ، درها و پنجره ها و ضریح های مینا كاری شده برای مقابر ائمه شیعه در كربلا و نجف و سامره و مشهد و قم و حضرت عبدالعظیم و اماكن متبركه دیگر.

    روی اشیاء طلایی و نقره ای هم می توان میناكاری كرد ولی اساساً میناكاری بر روی مس انجام می شود. برای فراهم آمدن مینا چند مرحله باید طی شود؛ به این ترتیب كه ابتدا آن چیزی را كه می خواهند میناكاری كنند به هر شكل و هر اندازه باید به وسیله مسگر ِ متخصص به شكل لازم در آید و پس از آن كه ساخته شد استاد میناكار به آن لعاب سفید رنگ می دهد، معمولاً سه الی چهار بار لعاب داده می شود و در هر بار، شی ء ، به كوره می رود و حدود 700 درجه حرارت می بیند تا رنگ لعابش ثابت شود. بعد روی آن با رنگ های گوناگون نقاشی می شود. سپس شیء باز به كوره می رود و حدود 400 تا 500 درجه حرارت می بیند تا رنگها به صورت مطلوب درآید.

    درگذشته كه میناكاری رواج اندكی داشت، رنگهایی كه به كار می رفت مانند رنگ هایی كه در صنعت قلمكار به كار می بردند، گیاهی یا معدنی بوده . ولی اكنون برای نقاشی ظروف و اشیاء مینایی از رنگ هایی شیمیایی استفاده می شود كه معمولاً آنها را از آلمان وارد می كنند. رنگهایی كه در میناكاری به كار می رود بر سه نوع است :

    1-   رنگهای گیاهی كه در چیت سازی هم به كار می رود.

    2-   رنگهای معدنی كه در نقاشی و میناكاری به كار می رفته .

    3-   رنگهای فلزی كه روی مینا كار می كنند :

    برای میناكاری در تهیه رنگ قرمز از طلا هم استفاده می شود. رنگ سبز مینا از مس و رنگ زرد آن از گل ماش به دست می آید. رنگ آبی و فیروزه ای از فلزات و رنگ سفید از رنگ مخصوص تهیه می شده است كه در شهر سامره از شهرهای عراق نوع خوب آن را به دست می آورده اند.

    چون میناكاری هنری است كه طی سالیان اخیر رواج و رونق حاصل كرده، استادان بزرگ آن هم در عصر پهلوی ظهور كرده اند، هم اكنون بزرگترین استاد میناكار اصفهان آقای شكر الله صنیع زاده است كه از خاندان آقا نجف، نقاش معروف اصفهانی ( یك قرن پیش ) و نواده صنیع همایون است كه او نیز از استادان مشهور در فن نقاشی به شمار می رفته و اینك نیز در خیابان چهار باغ اصفهان كارگاه و مغازه دارد و سفارشهای بزرگ و عمده میناكاری معمولاً به او داده می شود. از شاگردان بنام صنیع زاده كه هم اكنون از استادان مشهور هستند باید از آقای غلامحسین فیض اللهی نام برد كه در بازار سلطان اصفهان كارگاه و مغازه دارد و در زمینه طرح و آتشكاری كه قسمت عمده صنعت مینا سازی است تخصص دارد. تهیه كنندگان میناهای متوسط برای عرضه كردن به مشتریانی كه كارهای گران قیمت و ممتاز نمی خواهند هم در اصفهان زیادند و در طول خیابان چهارباغ و اطراف میدان نقش جهان عده ی زیادی از آنها به تهیه میناهای دست دوم و ارزان قیمت اشتغال دارند.

  • نقاشی روی شیشه

    تزئین ظروف شیشه‌ای با رنگ و نقاشی هنری است كه قرن‌ها در میان ملل مختلف محبوبیت داشته است و آثار متعدد و متنوعی از این هنر را می‌توان در موزه‌های نقاط مختلف جهان یافت.

    گذشته از ظروف شیشه‌ای شكیل با نقاشی‌های حرفه‌ای و یا كنده كاری‌های پیچیده و ظریف كه از گذشته‌های دور تا حال توسط هنرمندان چیره دست در این رشته آفریده شده گاه ایجاد طرح‌ها و حتی خطوط ساده رنگی نیز می‌توانند ظروف شیشه‌ای بسیار ساده را به ظروفی زیبا و چشمگیر تبدیل كنند. شیشه یکی از مناسب ترین متریال ها برای نقاشی است چراکه تنوع رنگی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد. روشهای مختلفی برای این هنر مورد نظر است که عمومی ترین آنها روش استفاده از خمیر ویترای و رنگ آن است. ویژگی رنگ ویترای در این است که خاصیت منیر بودن شیشه را حفظ می کند یعنی عبور نور از شیشه را مختل نمی کند و شما به آسانی می توانید طرف دیگر شیشه را ببینید.

  • نقش برجسته و تابلو

    نقش‌برجسته حجمی است از یک سو بسته و محدود که در آن اشیاء کم‌وبیش به صورت برآمده از سطح نمایش داده شوند. روی هم‌رفته نقش‌برجسته حالتی میان مجسمه‌سازی و نقاشی دارد؛ که معمولاً بدون رنگ‌پردازی ساخته می‌شوند.

    طراحی و اجراء نقش برجسته، با استفاده از انواع گل، مثل گل رس و کائولین و یا فوم فشرده شده و خمیر مجسمه سازی و دیگر متریالها، همه و همه به تنهایی و یا بصورت ترکیبی می توانند در چهارچوب معماری و دکوراسیون داخلی و در ساخت آثار هنری خاص و یا آثار حجمی و تندیس نقش بسزایی داشته باشند.

    شناخت متریالها و کاربرد آنها با توجه به عنوان و موضوع تعیین شده در دیزاین داخلی و طراحی داخلی، به همراه ذوق و اندیشه هنرمندش، بعنوان مهندس معمار و یا دیزاینر داخلی، معجزه می کند. با شناخت درست و کامل از متریالها، خلاقیت هنرمند آن کاری را می کند که هر بیننده ای را به تحسین وامیدارد، شگفتی می آفریند و ماندگار می گردد.

    سینه ی تاریخ، آرشیوی است از ماندگارترین و اعجاب انگیزترین رویدادهای زمانه ی خود که گویای فرهنگها و تمدن های بزرگ و کهن بوده است. هر نقش و نگاری با ما سخن می گوید ، رنگها و لعاب ها ما را مسحور خود می کنند و بخود می خوانند و این شیفتگی رازو رمزی است که در دل خاکش نهفته است.

    تابلوهای نقش برجسته در معماری و دکوراسیون داخلی جایگاهی دارد که هیچ هنرمند و یا هیچ بیننده ای، منکر آن نمیتواند باشد، به شرط آنکه به نسبت فضا و موضوع کاری خود، امین و صادق باشیم و به معجزه نقوش برجسته و یا طراحی با گل و خلاقیت با آن باور و ایمان داشته باشیم.

  • هنرهای تجسمی

    هنرهای تجسمی که به آن گاهی هنرهای بصری یا دیداری نیز گفته می‌شود، آن گروه از هنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاً حس بینایی را مخاطب قرار می‌دهند. هنرهایی چون نقاشی، خوشنویسی، مجسمه‌سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن‌ها از این دسته‌اند.

    هنرهای تجسمی با هنرهای نمایشی، شنیداری و کلامی و دیگر انواع هنر متفاوت است، هر چند این تقسیم‌بندی چندان محکم نیست.

    در حال حاضر و در کاربرد کنونی، هنرهای تجسمی شامل هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی است، هنرمند تجسمی به‌شخصی اطلاق می‌گردد که در زمینه هنرهای زیبا، هنرهای دستی و هنرهای کاربردی فعالیت می‌کند. مبانی هنرهای تجسمی را می توان به قواعد درک زبان وابداع در هنرهای تجسمی و بصری تعبیر کرد. ساختن و فهمیدن آثار هنرهای تجسمی موضوع اصلی مبانی هنرهای تجسمی است. زندگی انسان بر اساس ارتباط هایش با جهان پیرامون و با هم نوعانش شکل می گیرد. زبان وسیله ارتباطی بسیار مهمی برای انسان هاست اما فقط دانستن زبان و یا توانایی سخن گفتن برای ایجاد ارتباط میان آدم ها کافی نیست، بلکه برخورداری از قوه شنوایی و دانستن کلمات مشترک نیز لازم است. با این حال گاه دو یا چند نفر که از زبان مشترکی برخوردارند منظور یکدیگر را به درستی متوجه نمی شوند. به همین دلیل شناختن زبان و قواعد آن طرز به کار بردن صحیح کلمات نیاز به آموزش دارد. بر همین مبنا درست نوشتن و صحیح خواندن برای درک مفهوم یک اثر نوشتاری و انتقال صحیح معانی آن دارای اهمیتی ویژه است. بنابراین برای درک درست یک نوشته شناختن قواعد و دستور زبان و معنی کلمات ضروری می باشد.

    با توجه به این مقدمه باید گفت درک درست یک اثر تجسمی تا حدود زیادی بستگی به شناختن و درک کردن ابزار و عناصر هنر تجسمی دارد، با این تفاوت که برای آموختن زبان نوشتاری قواعد شناخته شده و دقیقی وجود دارد، اما زبان عناصر هنر تجسمی بسیار پیچیده تر و دشوارتر است. در این میان چشم به عنوان عامل دیدن و نگاه کردن نقش اصلی را در فراگرفتن زبان هنر تجسمی دارد، زیرا دیدن امکان تجربه مستقیم و بدون واسطه واقعیت و اشیا پیرامون را برای ما فراهم می کند.

    اهمیت دیدن به این دلیل است که ما معمولاً تصاویر اشیاء را نزدیک ترین و درست ترین نشانه برای درک خصوصیات آنها می دانیم. به طوری که با دیدن تصویر یک شیء می توانیم بفهمیم که ویژگی ها و امکانات آن چیست، در حالی که با شنیدن نام اشیاء و یا حتی توصیفی که از آنها می شود نمی توان آن طور که باید به خصوصیات آنها پی برد.

    با این توضیحات می توان پی برد که آشنا شدن با مبانی هنرهای تجسمی تا چه اندازه می تواند در درک کردن درست جهان بصری مؤثر باشد. به ویژه این که در دوره معاصر، فراوانی رسانه های ارتباط بصری از قبیل کتاب های تصویری، تبلیغات، عکس، تلویزیون، سینما و رایانه زندگی روزمره ما را مشحون از تصاویر کرده است و به این دلیل اهمیت آموختن مبانی هنرهای تجسمی کاملاً بدیهی به نظر می رسد، علی الخصوص برای کسانی که می خواهند تحصیل و کار خود را با فعالیت در زمینه هنر تجسمی ادامه دهند.

در صفحه
نمایش 1 - 6 از 91 آیتم
نمایش 1 - 6 از 91 آیتم